عطر یار

هادی قبادی
 

دوشنبه, 4 ارديبهشت 1391

در رثای یگانه بانوی دو عالم

باز هم ایام فاطمیه رسید . ایام حزن و اندوه ، غم و ناله و تداعی تاریخ آنچه که بر یگانه بانوی معصومه عالم گذشت . ایام گریستن قطب عالم امکان و امید شیعیان جهان حضرت صاحب‌الزمان « عجل الله تعالی فرجه » بر مصائب و رنج‌های مادر مظلومه اش . و چه نیکو شیعیان و محبان اهل بیت و منتـظران آن حضرت دراین ایام با اوهم ناله و هم صدا می‌شوند و به سوگ زهـرای مرضیه "سلام الله علیها " می‌نشینند .

    اما فاطمیه تنها گریه و آه و ناله نیست . فاطمیه ابراز ارادت و وفاداری به بهترین انسان‌های پاکی است که درس چگونه زیستن و چگونه مردن را به بشریت آموختند . فاطمیه تجلی عشق است و محبت به خاندانی که همه چیز خود را در راه دوست در طبق اخلاص گذاشته‌اند و به جامعه بشری درس عبودیت  و انسانیت دادند .

    فاطمیه تجدید عهد است با راه و هدف خوبان عالم ، مادری جوان با تمامی فضائل خصال نیکویش ، پدر بزرگوار و همسر گرامیش و فرزندان والامقام و عزیزش که هرچه عالمیان دارند از یمن وجود آن‌هاست .

    اما بدون شناخت و معرفت مگر می‌شود راه آنان را تداوم بخشید ؟ تا شخصیت زهرای اطهر را نشناسیم چگونه می‌توان به راه او تأسی جوییم . ولی مگر  ما را توان شناخت او هست ؟ به قول زنده یاد مرحوم دکتر شریعتی : «از فاطمه حرف زدن خیلی مشکل است . خواستم بگویم که در برابر همه این ستایش‌هایی که 1400 سال است همه نژادها و قبیله‌ها و به خصوص همه ملت‌های محروم همه طبقاتی که در زیر ستم پایمال شده‌اند و « فاطمه »را به عنوان منبع الهام عدالتخواهی و آزادی خواهی و جهاد در برابر ستم می‌ستایند و ستودند در برابر همه این‌ها می‌خواستم بگویم که فاطمه دختر خدیجه است ، خواستم بگویم فاطمه دختر محمد است دیدم باز کم است هنوز هم هست . فاطمه زن علی است باز دیدم کم است ، فاطمه مادر حسین است و فاطمه مادر زینب است بعد دیدم که این‌ها همه هست اما باز هیچ‌کدام نیست ! فاطمه فاطمه است » .

    آری باید کوثر قرآن و این اسوه و الگوی کمال ایمان را شناخت تا بتوان در مسیر اهداف او گام برداشت و چه سخت است سخن گفتن از اوصاف و فضائل و مکارم این مظهر خیر کثیر که قلم را یارای نگارش آن نیست .قلم را چاره‌ای نیست جز آنکه به وادی ایمن سخنان و احادیث و خطبه‌های سرشار از حکمت و عرفان او پناه برد تا شاید بتواند قدری از او بنویسد . پارسایی و ایثار او که آنچه داشت در راه خدا به مستمندان می‌داد تا آنجاکه پیامبر بارها در وصفش فرمود : « فداها ابوها » پدرش به قربانش باد .

     خوف از خدا در همه حال و نمونه‌اش به هنگام استماع آیاتی از قران در وصف جهنم که وقتی شنید از خوف خدا منقلب شد و تعادلش به هم خورد و با صورت بر زمین افتاد و می‌گفت : « الویل ثم الویل لمن دخل النار : وای وای بر کسی که داخل جهنم می‌شود  ».

      حیاء وصف ناشدنی زهرا از طرفی و حضورش در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی ، درسهای بزرگی به همگان آموخته است و در سخنان گهربارش ، هم به اخلاق و روابط انسانی پرداخته و هم اخلاق زناشوئی و آداب همسر داری حتی اخلاق اقتصادی و بیان ضرورت تحمل مشکلات اقتصادی و کمبودهای رفاهی و آنگاه که از اخلاق سیاسی سخن می‌گوید دفاع از حریم ولایت و مطالبه حقوق به ویژه فدک و شکایت کردن از ارتداد امت اسلامی و بیان سیر ارتجاعی ملت اسلام و محکوم کردن ظالمان و افشای عوامل مصیبت‌ها ، و وقتی به مقوله حقوق می‌رسد از تمامی حقوق می‌گوید :

       حقوق الهی و حقوق انسانی ، حق پیامبر ، حق ائمه ، حق قرآن ، حق جنازه‌ای که رعایت نشد ، حق شیعیان ، حق مجاهدان ، حق مؤمن ، حق مهمان ، حق پدر ، حق همسر ، حق مالکیت خصوصی ، حق ابن السبیل ، حق ذی القربی و صدها حق دیگر و این‌ها تنها قطره‌ای بود از دریای بیکران معارف مکتب صدیقه طاهره و . . .

      فاطمیون را فرض است تا در ایام فاطمیه بیش از هر چیز ، جرعه‌ای از این بحر خیر کثیر بنوشند تا به حول وقوه الهی زمینه سازظهورفرزندش حجت بن الحسن المهدی (روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفدا) که منتقم پهلوی شکسته و صورت سیلی خورده و بازوی تازیانه خورده اوست گردند . 

                                                                                                           ان شاء الله


دوشنبه, 14 فروردين 1391

هفت سين قرآنی

همه ساله  در آغـاز سـال نو و در عیـد نوروز، سـفره هفت سـين كه مظهری از نعمتهای الهی است چيده مي شود تا الطاف الهی را فراموش نکرده و هماره شاکر و سپاسگزار او باشیم، اما چه زيباست كه بر سر سفره پرخير و بركت قرآن  نیز بنشينيم و از هفت سين قرآن بهره بريم:

1 – سلام : سلامٌ قولاً مِن ربّ رَحيم ( سوره يس – آيه 58 ) سلام نامی از نامهای خداست. سلام تحيت اهل بهشت است. سلام پيام پروردگار رحيم است. سلام پذيرايي شب قدر است . سلام اولين حق هر مسلمان بر ديگری است .سلام كليد شروع هر كلام و نوشته ای است . سلام ساده ترين عمل نيك است سلام نشانه تواضع و فروتنی است سلام عامل محبت و الفت است . سلام اظهار صلح و مسالمت است . سلام اولين تحفه و هديه دو انسان است . سلام آرزوی سلامتی برای بندگان خداست .سلام دعوت به صلح جهانی است . سلام اميد دهنده و نشاط آور است . سلام برطرف كننده كدورت های گذشته است . سلام اعلام حضور و اجازه برای ورود است . سلام پيام آور انس و دوستی است و سلام ادب الهی است .

2 – سبقت در نيكی :  فَاستَبِقُوا الخَيرات ( سوره مائده آيه 48  ) سبقت در كار خير ارزش آنرا می افزايد و در قرآن با واژه های ( سابقوا ) و ( سارعوا ) به آن دعوت شده است  و در ستايش انبياء می فرمايد : يُسارعون في الخيرات ( سوره انبياء آيه 90 ) . و محور و مسير مسابقه  بايد امور خير و معنوی باشد . قرآن در توصيف اهل ايمان و صالحين نيز به همين نكته اشاره می كند كه افراد صالح ، كسانی هستند كه با عشق و نشاط و شتاب به سراغ تمام كارهای خير می روند نه بعضي از امور . اين سرعت آنان موقت و موسمی نيست ، بلكه دائمی است . ( 1 )

3 – سجود : سيماهُم في وُجُوهِهِم مِن اَثَرِ السُّجُودِ ( سوره فتح آيه 29 ) سجود منتهای فروتنی و افتادگی عبد  است دربرابر معشوق حقيقی . امام صادق ( ع ) فرمود : زيانكار نيست و با زيانكاران محشور نمی شود كسيكه حق سجده را اگر چه در تمام عمر يكبار بجا آورده باشد .

آری ، دور نيست از عنايت دوست ، آن بنده ای كه از كانال سجده خود را به مقام قرب می رساند و به عمل و كار خود توجه دارد و بساط كبريايی را با سجده می بوسد و می داند كه ستايش چه وجود مقدسی را بر زبان جاری می كند .خداوند سجود را برای اين قرارداد كه با دل و جان و همه حواس و قوا در مقام و عظمت او فانی شوی و جز او كسی را نبينی . ( 2 )

4 – سعی : وَ مَن اَرادَ الآخِرَةَ وَ سَعی لَها سَعيَها وَ هُوَ مُؤمِن فَأُولئكَ كانَ سَعيُهُم مَشكُوراً . ( سوره اسراء – آيه 19 ) یکی از ارزشهای انسانی کار و تلاش و سعی و کوشش است و سستی و تنبلی چه بسیار که مورد مذمت واقع شده است . اگر نيل به مقامات دنيوی و رفع نياز ها و رسيدن به اهداف و مقاصد اين جهانی مرهون سعی و تلاش است ، آخرت به طريق اولی ، بدون تلاش بدست نمی آيد و براي سعادت اخروی ، تلاش ويژه ای لازم است .اراده و تلاش انسان در سعادت او نقش دارد و اين حقيقت در قران به ويژه در آيه فوق به زيبايی بيان شده است و زيباتر آنكه قران به ما می آموزد كه تشكر از تلاش ديگران كاری الهی است .

5 – سُرُور : وَ لَقَّيهُم نَضَرةً وَ سُرُوراً ( سوره انسان آيه 11 )  در وصف ابرار و نيكان آمده است كه خدا را در حالی ملاقات می كنند كه غرق در شادی و سرورند . اهل ايمان در دنيا نيز اهل سرورند و اين ناشی از خلق و خوی نيكوی آنان است كه بخاطر حس خلق و اخلاق نيكويی كه دارند هم خود شاداب و با نشاط هستند و اگر حزن و اندوهی نيز دارند انرا در درون خويش پنهان مي سازند و هم موجبات سرور و شادابي ديگران را فراهم مي سازند و نتيجه اين اخلاق  حسنه در دنيا ، سرور آنها در سراي جاويد است .

6­­­­ – سكينه : هُوَالَّذي أَنزَلَ السَّكينَةَ فی قُلُوبِ المُؤمنين ( سوره فتح آيه 4 ) سكينه در اصل از ماده ( سكون ) به معنی آرامش و اطمينان خاطری است كه هرگونه شك و ترديدی و وحشت را ازانسان زائل می كند و او را در طوفان حوادث ثابت قدم می دارد (3)

در آغاز سال نو چه زيباست كه از آيات نورانی كتاب خدا استمداد طلبيد تا معرفت و شناخت انسان نسبت به تمام هستی و اسرار آفرينش و مقصد نهايی خلقت فزونی يابد . اينجاست كه با رشد و آگاهی و پی بردن به مقام رفيع خويش ، در آدمی اطمينان خاطر و آرامشی به وجود می آيد كه در مسير كمال با ديدی روشن تر و گامهايی استوار تر قدم بر می دارد .

 

7 – سیر و سیاحت  :  قُل سیروا فِی الأرضِ فَانظُرُوا کَیفَ بَدَءَ الخَلقَ ثُمَّ اللهُ یُنشِئُ النَّشأَةَ الآخِرَة :  ( سوره عنکبوت آیه 20 ) فرمان "سیروا فی الارض " 6 بار در قرآن آمده است و قرآن برای سیر و سفر آثار متعددی را بیان فرموده است که واقعاً آموزنده است که به عنوان نمونه در این آیه ثمره سیر و سفر را توجّه انسان به آغاز خلقت و نیز جهان آخرت می داند  و اینکه سیر و سفر باید عبرت آموز باشد و سفرهای علمی و آموزنده و عبرت آور ستوده و نیکوست و جهانگردی هدفدار و بازدید توأم  با اندیشه از آثار ستمگران ، بهترین کلاس و معلّم و مربّی انسان ها می تواند باشد و در مطالعه تاریخ جلوه ها مهم نیست پایان کار مهم است . (4)

1-      تفسیر نور ج 1

2-      سیمای نماز – استاد حسین انصاریان

3-      برگزیده تفسیر نمونه ج 4

4-      تفسیر نور ج 2

ريشه يابی تشريفات زائد در مراسم سوگواری و راهكارهای حذف آن

یکی از آداب و رسوم ایرانیان در آستانه سال نو و در آخرین شب جمعه سال ، یاد گذشتگان وحضور در مزار آنان  وبرپایی مراسم جهت شادی روح آنان است. به این بهانه شایسته است نگاهی گذرا داشته باشیم به برخی آسیب هایی که اینگونه برنامه ها را تهدید نموده و این سنت های حسنه را تحت الشعاع قرار داده وتأثیر آنها را معکوس می سازد.  

گاه مشاهده می‌شود كه برخي سنت‌های غلط و آداب و رسوم نا صحيح بر خلاف انتظار نشو و نما كرده و تا آنجا پيش می‌رود كه به يك معضل فرهنگي و اجتماعي مبدل می‌گردد. تشريفات زائد در مراسم سوگواري در بسياري از مناطق كشورمان از جمله اين سنن است كه روز بروز هم گسترشي ناموزون وغير قابل قبول دارد. طرح جوانب و ابعاد اين مسأله و بهره گرفتن از نقطه نظرات و دیدگاه‌های مختلف، می تواند زمینه ای را فراهم کند تا با روشن شدن موضوع و بررسي نقاط مثبت و منفي اين پديده فرهنگي و اجتماعي، آنچه كه مبتني بر اصول اعتقادي و باورهاي ديني و عرف جامعه اسلامي است مشخص گردد و بیش از این شاهد شيوع و توسعه ابعاد منفي آن نباشیم.

شايد يكي از مهم‌ترین عوامل رواج يافتن تشريفات زائد در مراسم سوگواري و مجالس ختم و فاتحه خواني، عدم شناخت دقيق افراد و خانواده‌ها نسبت به فرهنگ اصيل اسلام مربوط به این‌گونه مراسم و جهل به فلسفه محوري برگزاري اين محافل است. آيا همه مردم مي دانند كه اصلاً تاريخچهْ مراسم سوگواري چيست؟ اسلام با چه هدفي دستور به بر پايي آن داده است؟ در دستورات ديني جهت مجالس سوگواري چه نكاتي مورد تأكيد و توجه قرار گرفته است؟ چه ثمرات و فوائدي براي صاحبان عزا و شركت كنندگان دارد؟ سيره و روش بزرگان دين و ائمه معصومين سلام الله عليهم اجمعين چه بوده است؟

عامل ديگري كه به نظر می‌رسد در اين راستا مؤثر باشد و چه بسا ريشه در همان عامل قبلي دارد گرايش به جنبه‌های صوري و ظاهري حيات دنيوي و برخي نمودهاي آن از قبيل تفاخر و تكاثر باشد كه قرآن كريم نيز این‌ها را از جلوه‌های دنياي مذموم معرفي می‌فرماید.[1]

آيات اوليه سوره تكاثر  و خصوصأ شأن نزول آن سوره نيز از جهاتي می‌تواند بيانگر همين عامل باشد و با كمال تأسف امروز ما شاهد رقابت‌های شديد و چشم و هم چشمی‌های بسيار گسترده در دامن زدن به برخي از تشريفات زائد در مراسم سوگواري اموات و گذشتگان هستيم و تأسف بار تر آنكه شركت كنندگان نيز به انحاء مختلف، موجبات گسترش آنرا فراهم ساخته و گاه  با گرفتار شدن در وادي ريا و تظاهر و خود نمايي بر ريشه دار شدن اين سنن غلط می‌افزایند و اوج فاجعه آنجاست كه حتي خانواده‌هایی كه در تأمين مایحتاج ضروري و اوليه زندگي خود با مشكل مواجهند و چه بسا شب‌هایی كه با شكم گرسنه سر بر بالين می‌گذارند و يا لااقل از تأمين يك زندگي عادي و معمولي عاجزند نيز گرفتار اين مسابقه خطرناك بدون برنده می‌شوند و سال‌ها در غم  تأديه اقساط وام‌های دريافتي فرو می‌روند و..... و..... 

 بي ترديد عوامل و انگیزه‌های ديگري نيز می‌تواند در بروز معضل تشريفات زائد مؤثر باشد امّا شايد عوامل فوق را بتوان عوامل اساسي به حساب آورد كه ساير عوامل و انگیزه‌ها نيز به نحوي با آنها مرتبط باشند.

امّا چاره چيست؟ مهّم بيان دردها و تبيين جوانب گوناگون اين مشكل نيست. آنچه ضروري است ارائه راهكارهاي علمي و عملي حذف تشريفات زائد است و در اين راستا همگان مسئول هستند گر چه با اختلاف مراتب آن باشد به تناسب موقعيّت آنها در خانواده و جامعه و نقشي كه می‌توانند ايفا نمايند.

نگارنده اين سطور كه به اقتضاي مسئوليت و وظيفه وعظ و تبليغ ، گاه با ارائه سخنراني در این‌گونه مجالس به ايراد سخن می‌پردازد بيش از بیست سال است كه وظيفه خود می‌داند ضمن هشدار به مخاطبين و بيان مضرّات و زیان‌های خسارت بار اين بدعت‌های ناروا، برخي از آداب وسنت‌های صحيح رسيده از بزرگان دين را بيان نموده و نسبت به ارتقاء سطح آگاهي مردم اقدام نمايد گر چه بعضاً با بي مهري صاحبان مجلس عزا و يا ديگران نيز مواجه می‌گردد، امّا درنقطه مقابل، بسياري از مردم طرح این‌گونه مباحث را مفيد دانسته و گو اينكه چون خود غالباً گرفتار نتایج زيانبار تشريفات زائد گردیده‌اند ،به دنبال راهكارهايي براي رهايي از آن هستند كه جوّ غالب بر جامعه، زمينهْ آنرا فراهم نمی‌سازد. به نظر می‌رسد كه بهترين  راه كار، آگاهي دادن به جامعه باشد و چه مبنايي بهتر از منابع ديني و مطالعه سيره معصومين عليهم السلام وجود دارد؟ اصل برگزاري مراسم سوگواري و تعزيه امري نيكو و پسنديده است. عالم ربّاني مرحوم شهيد ثاني در كتابي تحت عنوان: "مُسَكّنِ الفُؤاد عِندَ فَقد اِلأَحِبَّهِ وَ الأَولاد" با استفاده از آيات و روایات، سخنان نغز و حکیمانه‌ای را در مورد برخورد انسان و عکس‌العمل او در مقابل مرگ عزيزان خود ،به رشتهْ تحرير در آورده است كه توجّه به آن براي همه ضروري است. در خاتمه كتاب پس از آنكه سوگواري براي اموات  را با عنوان: "تعزية اهل الميت" مستحبّ  مؤكَّد  بيان می‌کند، مراد از آن را تسلي دادن به مصيبت ديدگان و آنان را به صبر و بردباري دعوت كردن با دعاي براي ميت ذكر می‌کند و براي تائید گفتار خويش به رواياتي استناد می‌کند از جمله آنكه پيامبر گرامي اسلام ( صلوات الله عليه ) يكي از حقوق همسايه را همين امر بيان  می‌فرماید.

در اينجا مجال پرداختن به همه آن روايات نيست و اميد است فرصتي ديگر دست دهد تا به تفضيل آن روايات بيان گردد . در روايتي [2] از امام صادق (ع) آمده است: هنگامی‌که جعفر بن ابیطالب به شهادت رسيد رسول خدا (صلي الله عليه و آله) به فاطمه زهرا (سلام الله عليها) دستور داد تا سه روز غذا طبخ نموده و براي همسر و خانواده او ببرند و این به صورت يك سنّت جريان پيدا كرد كه براي صاحبان مصيبت سه روز غذا ببرند. و ابو بصير نيز در حديثي[3] از امام جعفر صادق علیه‌السلام نقل می‌کند كه آن حضرت فرمودند : ينبغي لجيران صاحب المصيبة ان يطعموا الطعام عنه ثلاثة ايام: شايسته است همسايگان خانواده سوگوار تا سه روز طعام و غذاي او را تهيه نمايند. اينها گوشه‌ای از وظائف جامعه اسلامي نسبت به عزيزان مصيبت ديده است كه در مقایسه‌ای اجمالي در می‌یابیم كه چقدر فاصله وجود دارد بین سنت‌های اصيل اسلامي و آنچه كه امروز در بخش‌هایی از جامعه شاهد آن هستيم كه حتي بعضی‌ها  در شرائط امروزي عمل كردن به آن سنت‌ها و دستورات ديني را كسر شأن خود و خانواده و دودمان خويش مي دانند. البته جاي بسي خوشحالي و اميدواري است كه گاه شنيده می‌شود كه هنوز هستند مناطقي از كشورمان مثل مناطق شمالي ايران كه در مجالس ترحيم ، سنّت اطعام صاحبان عزا را زنده نگه داشته اند ، امّا متأسفانه در این‌گونه مناطق نيز نمونه‌هایی از تشريفات زائد از قبيل هزینه‌های گزاف براي پارچه نويسي و چاپ تراكت و اطلاعيه و خريد گل و امثال آن صورت مي پذيرد.

 

بهر تقدير آنچه از مجموعه روايات در اين باب استفاده می‌شود اينست كه يكي از فلسفه هاي برگزاري مراسم سوگواري تسلّاي خاطر بازماندگان است آن هم به عنوان حقّي که افراد در جامعه اسلامی نسبت به همديگر دارند و بديهي است كه  اداء این حق نبايد به شائبه ريا و تظاهر آلوده گردد و يا به آن با نگرشي انتفاعي نگريسته شود. بدين معني كه افراد در مجلس سوگواري دوستان، آشنايان، اهل فاميل و همسايگان خود شركت جويند تا آنها نيز متقابلاً بهنگام بروز مصيبتي در مجلس اينان حضور يابند.

 

فلسفه ديگر برگزاري مجالس ترحيم ، حقّي است كه ميّت بر گردن بازماندگان و سايرين دارد که در اين باب نيز روايات بسيار است.  از حقوق مسلّم مؤمنين نسبت به يكديگر عيادت به هنگام بيماري ، شركت در تشييع جنازه ، حضور در نماز ميّت ، وجوب غسل ميّت و دفن و كفن اوست. اينكه مؤمنين در نماز ميّت و قنوت‌های آن به نيكوكار بودن ميّت شهادت می‌دهند و برايش دعا می‌کنند و در مجلس ترحيم براي مغفرت و علوّ درجات او آياتي از قرآن را تلاوت می‌نمایند و بر او رحمت می‌فرستند روشن است كه چه تأثير بسيار زيادي در وضعيت او خواهد داشت امّا بديهي است كه در اينجا نيز بايد نيّت را خالص نمود تا تأثير اين اعمال قطعي گردد.

 

ملاحظه می‌شود آنچه كه براي ميّت سودمند است انجام صحيح اين اعمال و آداب است و نه زرق و برق مجالس سوگواري و يا سفره‌های رنگين و گسترده كه گاه در کنار آن سفره‌ها نيز هيچ خبري از مستمندان و نيازمندان نيست . البته در اين جا ذكر اين نكته ضروري است كه آنچه مذموم است تشريفات زائد و اسراف و زياده روي در گستردن سفره‌های آنچناني است، به گونه‌ای كه اينك در جامعه مرسوم گرديده و خانواده‌هایی را كه توان آنرا ندارند گرفتار مي نماید.

 

امّا اگر واقعاً از طرف ميّت  و به نيّت خيرات و نيز اهداء ثواب  براي او ، باز ماندگاني توان آنرا داشته باشند كه فقراء و مستمندان را اطعام نمايند بديهي است كه امري پسنديده است. در اينجا نکته‌ای كه تو جّه به آن حائز اهمیت است اينكه بيان جوانب موضوع و كمك گرفتن از متون ديني و استناد به سيره بزرگان دين به تنهايي نمی‌تواند راه‌گشا باشد بلكه در جامعه نيز شخصیت های مرجعی وجود دارند كه نوع سلوك و رفتار آنها نيز بسيار مؤثر است و مردم از آنها الگو مي گيرند و اينها در احياء سنت هاي اصيل ديني و زدودن سنت هاي ناصحيح مي توانند نقشي محوري داشته باشند.

 

نكته ديگر در فلسفه برگزاري مراسم سوگواري ، تنبّه و بيداري شرکت كنندگان در اين محافل است . چقدر در روايات به تأثير ياد  مرگ در خود سازي انسان اشاره شده است. ياد قيامت،  مرگ، معاد،  روز حساب  و... بسيار سازنده است و انسان را از خواب غفلت بیدار می‌سازد و يكي از بهترين بسترهاي آن همين مجالس است كه بديهي است اگر مردم با ايمان و متديّن  توجه بيشتري به فلسفه بر گزاري مجالس ترحيم و سوگواري مبذول دارند ديگر گرفتار آن  همه رنج و محنت ناشي از نفوذ سنت‌های غلط  نمی‌گردند. البته نيل به اين مقصود يك عزم ملي می‌طلبد و هر كسي بايد از خود و خانواده  خود آغاز كند، بدون آنكه به حرف‌ها و طعنه‌های ديگران اعتنايي نمايد و بديهي است كه روشنگري و آگاه نمودن اطرافيان می‌تواند زمينه مناسب آنرا فراهم آورد.      



1-       سوره حديد   آيه    20

2 -3-  الفروغ من الكافي،  ج 3،   ص  217 


يكشنبه, 21 اسفند 1390

امين امام در كلام امام

هفده سال از ارتحال باورنكردني مردي مي‌گذرد كه جلوه‌اي روشن از حقيقت وجود خميني كبير بود. فقدان او بسيار غيرمنتظره بود و همگان را در بهت و حيرت فرو برد.

آنان كه پس از رحلت جانسوز بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی ( قدّس سرّه )، با وجود غم جانكاه فقدان او، دلخوش به وجود يادگار هميشه ماندگار امام بودند اين دلخوشي چند سالي بيشتر تداوم نيافت و با عروج آن «گنجينه اسرار انقلاب» 1 حزن و اندوه زائدالوصفي تمامي وجود ياران راستين امام و انقلاب را فرا گرفت.

گرچه غرض اصلي از نگارش اين يادداشت، اشارتي به جايگاه و شخصيت مرحوم حاج احمدآقا خميني با استفاده از سخنان امام است اما قبل از ورود به اصل سخن، به بخشي از نوشتار فرزند برومند يادگار حضرت امام يعني حجت الاسلام والمسلمين حاج‌سيدحسن خميني در مقدمه كتاب «وعده ديدار» می پردازم كه مي‌فرمايند:

 «بارها – و شايد بيش از ده بار – حضرت امام خميني – سلام‌الله‌عليه – در مواقف و موارد متعدد به من مي‌فرمودند: «حسن ! پدر داري را از بابایت ياد بگير» به گمان من همين يك جمله كوتاه كه بيانگر رضايت تمام و كمال آن حضرت از فرزند عزيزشان مي‌باشد كافي است تا رمز و راز رابطه عاشقانه آن دو سفر كرده را دريابيم»

 اگر بخواهيم به نحو جامع به تمامي نظرات و ديدگاه‌هاي حضرت امام پيرامون يادگار عزيزش دست يابيم قطعاً علاوه بر آثار مكتوب به بررسي خاطرات تمامي افراد مرتبط ، اعم از منسوبان، شاگردان امام، اعضا دفتر اما در ادوار مختلف، دوستان يادگار امام كه به نحوي توفيق درك حضور حضرت امام را داشته‌اند، مسئولان مملكتي و ... پرداخته شود و اما در اين مجال صرفاً با بهره‌مندي از مكاتباتي كه في‌مابين آن دو عزيز سفر كرده جريان داشته، استناد مي‌نمائيم كه در همين نوشته‌ها، نكاتي بس عميق در اوج اعتماد حضرت امام به فرزند عزيزش را شاهديم.

در فاصله سال‌هاي 1347 هجري شمسي كه در آن زمان مرحوم حاج‌احمدآقا جواني 23 ساله بود تا سال 1356 (حدود ده سال) كه مربوط مي‌شود به دوران تبعيد حضرت امام در نجف اشرف، حدود هشتاد مورد نامه‌هاي ارسالي ايشان به يادگار عزيزش در كتاب وعده ديدار (نامه‌هاي حضرت امام خميني به حضرت حجت الاسلام والمسلمين حاج‌سيداحمد خميني) آمده است كه همه آنها با عناوين: احمد عزيز، احمد عزيزم، پسر عزيزم، احمدم و فرزند عزيزم نگارش يافته است.

نور چشم حضرت امام جناب حجت‌الاسلام والمسلمين حاج‌سيدحسن خميني در بخشي از مقدمه همان كتاب، درمورد اينگونه مكاتبات فرموده‌اند:

«... در لابه‌لاي سطور همين نامه‌ها، نكات فراوان تربيتي و اخلاقي و تذكراتي وجود دارند كه حاكي از دقت‌ها، حساسيت‌ها، صميميت‌ها و صداقت‌هاي حضرت امام مي‌باشد.»

 و در وصيت‌نامه‌اي كه حضرت امام به تاريخ پانزدهم دي ماه 1356 و پس از شهادت فرزند بزرگشان مرحوم حاج‌آقا مصطفي نگاشته‌اند ، وصي خود را مرحوم حاج‌احمدآقا با تعبير «نور چشم مكرم» تعيين نموده‌اند.

اما مكاتبات حضرت امام با يادگار عزيزشان پس از پيروزي انقلاب اسلامي كه در كتاب «وعده ديدار» مشتمل بر يازده فقره است داستان ديگري دارد.

در اين خصوص نيز نوه گرامي حضرت امام حاج‌حسن‌آقا نكته‌اي را در مقدمه همان كتاب آورده‌اند كه نشانگر عظمت مقام يادگار عزيز حضرت امام در نزد او بوده است، آنجا كه فرموده‌اند:

 «در ميان نوشته‌هاي امام خميني خطاب به يادگار عزيزش كه بعد از پيروزي انقلاب نگارش يافته و در اثر حاضر منتشر شده‌اند چندين نامه مفصل، حاوي ژرف‌ترين مباحث عرفاني و اخلاقي به چشم مي‌خورد كه قطع نظر از صدها درس و نكته آموزنده، خود بيانگر آن است كه حضرت امام ظرفيت و قابليت لازم را براي دريافت اين اسرار و معاني اخلاقي و عرفاني در وجود يادگار خويش مي‌ديده است.»

 ايشان در ادامه فرموده‌اند:

«شهادت‌نامه‌هاي صريح حضرت امام در دفاع از مواضع و راه و رسم سياسي فرزند گراميش – كه در چندين مورد از نامه‌هاي اين مجموعه به چشم مي‌خورد – آنجا اهميت خويش را آشكار مي‌سازد كه كنه شخصيت وارسته امام خميني و عمق بي‌اعتنايي او را به هرگونه سخن و موضعي خارج از چارچوب صداقت و تكليف شرعي مي‌توان دريافت.»

 و اينك نمونه‌هايي از توصيف مرحوم حاج‌احمدآقا در كلام حضرت امام خميني 2

1 -  احتمال قوي مي‌دهم كه پس از من براي انتقامجويي از من به بعض نزديكان و دوستانم تهمت‌ها كه من آنها را ناروا مي‌دانم بزنند و به آتشي كه بايد مرا بسوزانند آنان را بسوزانند و احياناً به صورت دفاع از من، انتقام مرا از آنها بگيرند... يكي از آنان كه بيش از همه احتمال انتقامجويي از من در باره او می رود احمد خمینی فرزند اینجانب است .

 اينجانب در پيشگاه مقدس حق شهادت مي‌دهم كه از اول انقلاب تاكنون و از پيش از انقلاب، در زماني كه وارد اين نحو مسائل سياسي شده است از او رفتار يا گفتاري كه برخلاف مسير انقلاب اسلامي ايران باشد نديده‌ام و در تمام مراحل از انقلاب پشتيباني نموده و در مرحله پيروزي شكوهمند انقلاب، معين و كمك‌كار من بوده و است.

(23/8/61)

2- من اعلام مي‌كنم كه احمد در هيچ بانك داخلي و خارجي و هيچ موسسه‌اي وجهي و سهمي ندارد و در هيچ‌جا در خارج و داخل، زمين مزروعي و غير آن و ساختمان و امثال ذلك ندارد و...(23/8/61)

3- از اموري كه تذكرش خوب بلكه لازم است آن است كه يكي از تهمت‌ها كه به او زدند اين بود كه موزه عباسي را ربوده و به پاريس برده و چندي - علي‌المحكي - مخالفان، وقت خود را صرف آن نمودند ، پس از آن معلوم شد خلاف آن. (23/8/61)

4- و در امور سياسي، مدتي تهمت‌ها زده شد كه احمد طرفدار منافقين است و من در طول مدت انقلاب، مخالفت‌هايي از او مي‌ديدم كه ديگران بر آن شدت و قاطعيت نبودند. (23/8/61)

 5- من اميدوارم كه احمد به خداي تبارك و تعالي اتكال نمايد و از غير او از هيچ كس نهراسد و در خدمت به خالق و خلق به واسطه تهمت‌ها و مخالفت‌ها، به خود تزلزل و ترديد راه ندهد و... (23/8/61)

 6- من شهادت مي‌دهم كه احمد فرزند اينجانب از موقعي كه در مسائل روز وارد شده است و تماس با كارهاي اينجانب داشته است تا حال تحرير اين كلمات از او خلاف دستورات اينجانب مشاهده نكرده‌ام... (3/9/63)

7- پسرم! تو با آنكه در هيچ شغلي از شغل‌هاي سران اسلامي – ايدهم‌الله‌ تعالي – وارد نيستي، اين سيلي‌هاي طاقت‌فرسا را كه مي‌خوري براي آن است كه فرزند مني و به حسب فرهنگ غرب و شرق، بايد من و هركس به من نزديك و به ويژه تو كه از هركس نزديك‌تري مورد تهمت و آزار و افتراء واقع شود و... (28/9/66)

8- پسر عزيزم! بارها به من گفتي كه درباره تو صحبتي كه دال بر تبرئه تو از اين تهمت‌ها است نكنم و اين را براي اسلام و مصلحت جمهوري اسلامي گفتي. لكن من اگر در اين ورقه برخلاف آنچه گفتي درباره تو چيزي بگويم براي اداي تكليف الهي است كه يك نفر مسلمان يا بنده خدا براي من، مورد اين همه تهمت و آزار باشد و من آنچه مي‌دانم درباره او نگويم. (28/9/66)

 9- من خداي قاهر حاضر منتقم را شاهد مي‌گيرم كه احمد از آن روزي كه در كمك اينجانب در بيروني، مشغول اداره امور من بوده تا الان كه اين ورقه را مي‌نويسم قدمي يا قلمي برخلاف گفتار و نوشتار من برنداشته و با وسواس عجيب در كليه گفتارهاي من يا نوشته‌هاي من سعي نموده كه حتي يك كلمه بلكه گاهي يك حرف را كه به نظر او محتاج به اصلاح است بدون اذن من تصرف نكند. (28/9/66)

10 – احمد تاکنون برای مصارف خود ، ديناري از بيت‌المال صرف نكرده و من از مال شخصي خودم زندگي او را اداره مي‌ کنم . (28/9/66)

 11- پسرم! خود را مهيا كن كه پس از من بر تو جفاها رود و نگراني‌ها كه از من دارند به حساب تو گذارند. اگر حساب خود را با خداي خود صاف كني و پناه به ذكرالله بري، هراسي از خلق به خود راه مده كه حساب خلق زودگذر است و آنچه ازلي است، حساب در پيشگاه حق است. (25/9/63)

12- خداوندا ! من با آنكه نمي‌خواهم از بستگانم چيزي كه بوي مدح و ثنا مي‌آيد بگويم يا بنويسيم، لكن تو مي‌داني كه ساكت ماندن در مقابل تهمت‌ها جرم و گناه است، اينجانب از دوستاني كه در دفتر هستند خلافي كه موجب نارضايتي من باشد ندارم، اينان سابقه ممتد با من دارند و... (28/9/66)

13- فرزند عزيزم احمد حفظه الله ‌وايده – از آنجا كه شما را بحمدالله در مسائل سياسي و اجتماعي صاحب‌نظر مي‌دانم و در تمامي فراز و نشيب‌ها در كنار من بوده‌اي و هستي و با صداقت و كياست، امور سياسي و اجتماعي اينجانب را متصدي هستي، لهذا شما را براي تنظيم و تدوين كليه مسائل مربوط به خود – كه بسا در رسانه‌هاي گروهي اختلافات و اشتباهاتي رخ داده است – انتخاب مي‌نمايم. (17/6/67)

 14- بارالها! احمد و تبارش و متعلقاتش كه از بندگان تو و تبار رسول اكرمند، اينان را در دنيا و آخرت سعادتمند فرما و دست شيطان رجيم را از آسيب به آنها كوتاه فرما. (25/9/63)

 

1- تعبيري كه حضرت حجت‌الاسلام والمسلمين حاج‌سيدحسن خميني در مراسم خاكسپاري پدر بزرگوارشان داشتند.

2- تمامي فرمايشات منقول از حضرت اما در صحيفه امام و كتاب وعده ديدار موجود است.


يكشنبه, 7 اسفند 1390

اشاره ای به انتخابات مجلس

 

هر دوره ای از انتخابات، ویژگی های خاص خود را دارد واین دوره نیز از این قاعده مستثنی نیست. امّا این دوره در رأس تمام ویژگی هایش، دارای خصوصیتی است که به همان سبب، آن را از تمام ادوار انتخابات مجلس متمایز ساخته است.

عدم امکان کاندیدا توری برخی ها، که بعلت حوادث سال 88 هنوز در بند هستند و به تبع آن عدم تمایل بخشی از جامعه  (که به افراد دربند تعلّق خاطر دارند) به مشارکت، نکته قابل توجهی است که نباید از کنار آن به سادگی گذشت.

ای کاش روند امور به گونه ای پیش می رفت که تمامی شهروندان این مرز و بوم، امکان حضور در این عرصه را داشتند.

به هر حال، در این فضای نسبتاً انتخاباتی، به یاد یکی از مصاحبه های روزنامه جمهوری اسلامی در 12 سال قبل افتادیم وگفتیم شاید مرور آن خالی از لطف نباشد:

 

     حجت الاسلام و المسلمين قبادی

      با سلام ، لطفاً  به سوالات زير پاسخ دهيد:

      1-                جايگاه مجلس شورای اسلامي و اهميت آن را چگونه ارزيابی می‌کنید؟

      2-                به نظر شما چه چیزهایی بايد در اولويت كار مجلس ششم قرار گيرد؟

      3-                نقش احزاب و گروه‌ها را در انتخابات چگونه ارزيابی مي نمایید؟

      4-                بنظر شما چه ویژگی‌هایی براي يك نماينده مجلس لازم است؟

      5-                نقش تبليغات در شكل دهي افكار عمومی چيست؟

      6-                علت حساسیت‌های موجود در رابطه با مجلس ششم چيست؟

      7-                براي ايجاد يك مجلس مطلوب چه اهرم‌هایی مورد نياز است؟

 

          با تشکر

         روزنامه جمهوری اسلامی

        2/10/1378

        -----------------------------------------------------------

      سؤال : جايگاه مجلس شورای اسلامي و اهميت آن را چگونه ارزيابی می‌کنید؟

پاسخ : اينكه فصل ششم قانون اساسي جمهوری اسلامي متشكل از 38 ماده به مسائل مربوط به مجلس شورای اختصاص يافته و موادّ ديگری از قانون نيز به همین مسأله پرداخته، نشان از اهميّت جايگاه آن دارد و وظائفی از قبيل قانون گذاری، تحقيق و تفحص در تمام امور كشور، تصويب قراردادهای بین‌المللی، اخذ تصميم در مورد گرفتن يا دادن وام يا کمک‌های بدون عوض داخلی و خارجی، رأی اعتماد به هيأت وزيران، حقّ سؤال و استيضاح وزيران و رئيس جمهور و ساير وظائفی كه در قانون اساسی آمده است بصورت روشن، بيانگر جایگاه ويژه مجلس شورای اسلامی است و بر همين اساس امام راحل عظیم‌الشأن رحمة‌الله عليه آن‌را در رأس همه امور می دانستند و مقام معظم رهبری نيز به تقويت آن اهتمام می‌ورزند.

 

‌سؤال : به نظر شما چه چیزهایی بايد در اولويت كار مجلس ششم قرار گيرد؟

پاسخ: الف: تقويت كميسيون اصل نود و رسيدگی بهتر به شكايات واصله در مورد قوای مقننه، قضائيه و مجريه.

ب: تقويت جنبه نظارتی و تحقيق و تفحص در عملكرد دستگاه‌هایی كه مردم نسبت به آنها حساسيت بيشتری دارند.

ج: همكاری با دولت در اصلاح ساختار اداری كه منشأ بسياری از مشكلات است.

د: ارائه طرح‌های قانونی به منظور تعيين تكليف برخی از مسائل از جمله رسيدگی به جرائم سياسی و مطبوعاتی .

ﻫ: بررسي كارشناسانه مسائل مربوط به جوانان به دور از شعار و ارائه طرح‌های قابل اجراء با ايجاد ضمانت‌های لازم به منظور رفع مشكلات اين قشر از جامعه كه در حال حاضر از اهميّت خاصی برخوردار است.

 

سؤال : نقش احزاب و گروه‌ها را در انتخابات چگونه ارزيابی مي نمایید؟

پاسخ: در شرائط فعلی و با عنايت به سابقه نه چندان موفق و عملكرد ضعيف احزاب، بنظر می‌رسد كه در انتخابات نقش محوری و غالب را ايفاء  ننمايند امّا به هر حال اين دوران، مرحله گذر و تكامل است و به صورت تدريجی، احزاب و گروهها، جايگاه اصلی خود را خواهند يافت و مهمترين عامل، رفع موانع است كه خود جای بحث جداگانه دارد. فضای كنونی می‌تواند، آغازی بر حركت جهشی تحقّق احزاب باشد امّا هنوز نقش اصلی را در انتخابات نمی‌توانند داشته باشند.

 

سؤال : بنظر شما چه ویژگی‌هایی براي يك نماينده مجلس لازم است؟

پاسخ: تعهد به اسلام و ارزش‌های حاكم بر نظام جمهوری اسلامی و دارا بودن تخصص و تجربه كافی و لازم در     لااقل يكی از مسائل مورد نياز جامعه، داشتن توان قانون گذاری و قدرت تحليل مسائل داخلی و خارجی و داشتن توجّه جدّی به اقتدار و منافع ملّی به دور از گرایش‌های خاص سياسی و ترجيح دادن  مصالح عمومی نظام بر منافع فردی و گروهی و بطور خلاصه ویژگی‌هایی كه در فرمايشات امام راحل و مقام معظم رهبري آمده است.

 

سؤال : نقش تبليغات در شكل دهي افكار عمومی چيست ؟

پاسخ: نقش تبليغات در جهان امروز كه كشور ما نيز نمی‌تواند از آن مستثنی باشد بسيار تعيين كننده است و متأسفانه بخشی از تبليغات انتخاباتی متناسب با ارزش‌های موجود در جامعه ما نيست و با عوام فريبی و جو سازی همراه است و در مواردی نيز از اصلِ غلط "هدف وسيله را توجيه می‌کند" تبعيت می‌شود كه در اين ميان، هوشياری مردم است كه می‌تواند كار ساز باشد.

 

سؤال : علت حساسیت‌های موجود در رابطه با مجلس ششم چيست؟

پاسخ: شاید مهمترین علت، فضای ایجاد شده پس از دوم خرداد و شفاف شدن بیشتر دیدگاه‌ها و طرح روشن‌تر نقطه نظرات مختلف پيرامون مسائل سياسی و فرهنگی و ... به ويژه تضارب آراء دو نوع تفكّر حاكم در كشور باشد. و از طرفی حضور بيشتر جوانان در عرصه‌های مختلف و طرح دیدگاه‌های نو پيرامون مسائل مختلف توسط رئيس جمهور محترم و همفكرانش و به وجود آمدن چالش‌های جدّی در اين راستا بر حساسيت مجلس ششم افزوده است.

 

سؤال : براي ايجاد يك مجلس مطلوب چه اهرم‌هایی مورد نياز است؟

پاسخ: الف: تجديد نظر در شرائط انتخاب شوندگان از جمله سطح تحصيلات، منظور نمودن شرط سوابق تجربی و امثال آن از طريق اصلاح قانون انتخابات.

ب: آگاهی دادن به مردم در خصوص جايگاه واقعی نمايندگان و وظائف قانونی آنها، آن هم نه فقط  در ايام انتخابات.

ج: برخورد جدّی قانونی با تخلّفات تبليغاتی كانديداها، يعنی مبارزه با قانون گريزی کسانی که می‌خواهند قانون گذار شوند!

د: تعيين يك مرجع قانونی جهت ارزشيابی عملكرد نمايندگان و دخيل نمودن آن در انتخابات بعدی.

 

 


چهارشنبه, 19 بهمن 1390

امام صادق علیه السلام بنیانگذار دانشگاه جعفری

ماه ربیع الاول به واسطه قرار گرفتن میلاد مسعود نبی اکرم صلوات الله علیه و ولادت با سعادت امام جعفر صادق علیه السلام در هفدهم آن برای مسلمین، به ویژه شیعیان حال و هوای دیگری دارد. آنچه که این نوشته در پی آن است بهره بردن از این فرصت است در نگرشی اجمالی به زندگی سراسر خیر و برکت ششمین پیشوای شیعیان که مکتب نجات بخش اسلام را با تحمل مصائب بسیار و تاسیس دانشگاهی بزرگ و تربیت شاگردانی برجسته احیاء نمود.

 

در عظمت علمی آن امام بزرگوار همین بس که رهبران فرقه های اهل سنت نیز در وصف آنحضرت با تعابیری تحسین برانگیز سخن گفته اند چنانچه «ابو حنیفه» پیشوای مشهور حنفی ها می گفت: "من دانشمندتر از جعفربن محمد ندیده ام"  و یا مالک بن انس امام مالکی ها می گفت: "در علم و عبادت و پرهیزگاری، برتر از جعفر بن محمد، هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده و به قلب هیچ بشری خطور نکرده است."

 

دوران حیات و به ویژه دوران امامت حضرت در مقایسه با سائر ائمه معصومین سلام الله علیهم اجمعین دوره ای منحصر بفرد بوده است. دوره ضعف و تزلزل بنی امیه و فزونی قدرت بنی عباس و مبارزات و کشمکش های این دو گروه باعث گردید که در طول آن سالها، بنی امیه فرصت ایجاد فشار و اختناق را نسبت به امام نیابند و از طرفی بنی عباس نیز که با شعار فریبکارانه حمایت از اهل بیت پیامبر به میدان آمده و با بنی امیه در حال مبارزه بودند از جانب آنها فشاری متوجه امام  نبود و این شرائط خود فرصتی ایجاد نمود که امام صادق علیه السلام کمال بهره را از آن ببرند و با تربیت شاگردانی بزرگ در تمامی رشته های علمی و دینی، گسترش اسلام را در پهنه ارض ، تضمین نمایند.

 

 عظمت حرکت امام ششم شیعیان آنگاه روشن تر می شود که علاوه بر اوضاع سیاسی دوران امامت آن حضرت، شرائط خاص فرهنگی آن دوره را نیز بدانیم. زیرا که از نظر فکری و فرهنگی، عصر امام صادق علیه السلام،  عصر جنبش فکری و فرهنگی بود. عصر برخورد اندیشه ها و پیدایش فرق و مذاهب مختلف نیز بود و همین شرائط باعث گردید تا در مکتب درس آن حضرت شاگردان برجسته ای در تمامی علوم و فنون تربیت یابند.

 

عواملی را که موجب پیدایش این جنبش علمی شده بود می توان به این نحو خلاصه کرد:1

 

1 -  آزادی و حریت فکر و عقیده در اسلام .

 

2 - تشویق های پیامبر اسلام به کسب علم و تشویق ها و دعوت های قرآن به علم و تعلم و تفکر و تعقل و توجه مردم آن زمان به این دستورات، عامل اساسی این نهضت و شور و شوق بود.

 

3 - اقوام و مللی که اسلام را پذیرفته بودند نوعاً دارای سابقه فکری و علمی بودند.

 

4 - تسامح دینی یا همزیستی مسالمت آمیز با غیر مسلمانان مخصوصاً همزیستی با اهل کتاب. مسلمانان اهل کتاب را تحمل می کردند و این را بر خلاف اصول دینی خود نمی دانستند. در آن زمان اهل کتاب، مردمی دانشمند و مطلع بودند. مسلمانان با آنان برخورد علمی داشتند و این خود، بحث و بررسی و مناظره را بدنبال داشت.

 

علامه شهید مطهری(ره) در کتاب سیری در سیره ائمه اطهار علیهم السلام در تحلیل زندگی امام جعفر صادق علیه السلام شرائط آن دوره و برهه از تاریخ اسلام را به تفصیل بیان نموده و آن را بررسی کرده است. سیره و روش معصومین می تواند درس بزرگی برای پیروانش باشد.

 

در این برهه از زمان که ملل مختلف به خود آمده اند و جهان اسلام نیز در پی بدست آوردن عظمت گذشته خود است، ضرورت شناخت و معرفت نسبت به پیشوایان دین که الگوی نمونه انسان کامل هستند بیشتر رخ می نمایاند و زمانی امت اسلام می تواند قافله جامعه اسلامی را به سر منزل مقصود برساند که بهره گیری از سنت و رفتار و سلوک الگوهای حسنه یعنی ائمه اطهار را چراغ هدایت مسیر حرکت خویش سازد. و در این راستا تأسی جستن به قرآن و عترت و درس گرفتن از زندگی هادیان بشریت بالاخص امام صادق(ع) ضروری تر بنظر می رسد. پیروان راستین ائمه هدی علیهم السلام در ایران اسلامی با درس گرفتن از مکتب امام جعفر صادق علیه  السلام می توانند همچون شاگردان شایسته و برجسته آن حضرت، این دین نجات بخش را به جهانیان بشناسانند و این تنها در گرو آشنایی همه جانبه و آگاهی کامل نسبت به تمامی ابعاد زندگی آن بزرگواران است که چراغ هدایت انسانهایند.

 

______________________________________________

 

1 – سیر پیشوایان – مهدی پیشوائی


شنبه, 15 بهمن 1390

خاطره ای از ورود امام خمینی و ایام الله دهه فجر

سال 1357 با اینکه دوازده سال بیشتر نداشتم اما به سبب حضور فعال پدرم در فعالیت های سیاسی و  مبارزاتی علیه رژیم پهلوی ، بطور طبیعی در جریان تمام مسائل بودیم و متناسب با سنّ ، در بخشی از فعالیت ها مشارکت داشتیم . ضمن آنکه بخاطر همسایگی با مسجد جامع شهرمان ( کوهدشت لرستان ) از فعالان بچه های مسجد بوده و در محور برنامه های مختلف مسجد ، حضوری پر رنگ داشتیم که بطور قهری با شخصیت های مذهبی و سیاسی هم که به شهرمان تردد داشتند آشنا می شدیم که می توانم به شهید بزرگوار حجت الاسلام و المسلمین سید فخر الدین رحیمی ( از شهدای هفتم تیر ماه 60 ) اشاره کنم .

 اولین باری که تصویر حضـرت امام خمیـنی ( قدس سرّه الشریف ) را دیدم اواخر سـال 56 و بعد از حوادث 19 دی و کشتار مردم و طلاب قم بود . پدرم در منزل پس از اشاره ای که به مبارزات امام خمینی داشتند ،  کسی از ایشان را که مربوط به سنین میانسالی او بود به ما نشان دادند . آن لحظه را هیچگاه فراموش نمی کنم که چه لذتی از تماشای آن تصویر بردم .

از اوائل سال 57 شهر ما نیز در حد خود ، پر رنگ تر از گذشته ، به مبارزات علیه رژیم پیوست و با برپایی تظاهرات مختلف ، آنها نیز در این نهضت بزرگ نقش آفرینی کردند . از برنامه های شاخص آن ایام ، سخنرانی پرشور آیت الله محمد کریم مروجی ( از اساتید حوزه علمیه قم و نماینده دور سوم مجلس شورای اسلامی ) در شب نیمه شعبان درمسجد حضرت صاحب الزمان ( عج ) بود که پس از آن ، رویارویی نیروهای نظامی رژیم با مردم بیشتر شد . ایشان بعد از سخنرانی ،  تحت تعقیب قرار گرفت و بهنگام خروج مخفیانه از شهر دستگیر و به زندان خرّم آباد منتقل شد که در آستانه پیروزی انقلاب با سایر زندانیان سیاسی آزاد گردید .

 در طول آن ایام ما این توفیق را داشتیم که با تعدادی از هم سن و سالهای خود در برخی برنامه ها ، حضوری فعال داشته باشیم.

 علاوه بر شرکت در تمـامی تظاهرات و حمـل پلاکـاردها و ... تکثـیر اعلامیـه های حضــرت امام بصــورت دست نویس هم از جمله آنها بود ، یعنی برخی اعلامیه ها را  تا پاسی از شب رونویسی می کردیم و به جاها و افرادی که بزرگترها تعیین می کردند  می رساندیم . چندی بعد به همراه برادر بزرگم مأموریت پیدا کردیم که نسبت به انتقال اعلامیه ها و تصاویری از حضرت امام ، از شهر کرمانشاه به شهر خودمان اقدام کنیم . این مأموریت را نیز بزرگترها از جمله پدرم بما داده بودند و شاید یکی از علل آن ، این بود که کسی بما دو نفر با آن سنّ و سال ( 12 و 15 ساله ) شک نمی کرد و این مأموریت بطور مکرر و در چند مرحله انجام گرفت .

پس از چندی پدرم تحت تعقیب قرارگرفت و به ناچار متواری شد و غیبت او چند ماهی به طول انجامید ، بعدها اطلاع داد که به شهرهای کرمانشاه ، هرسین و برخی مناطق دیگرمهاجرت نموده و مدتی هم در شهر  نهاوند بوده است . در ماههای پایانی عمر رژیم شاه و با اوج گیری مبارزات، ایشان برگشتند و مغازه پدرم به یکی از مراکز اطّلاع رسانی حوادث انقلاب مبدّل گردید ، به صورتی که پدرم شبها اخبار برخی از رادیو ها من جمله رادیو لندن و دویچه وله آلمان را ضبط می کرد و ما روزها جلو مغازه آنرا به وسیله بلند گوی کوچکی که برادر بزرگم نصب  کرده بود برای مردم پخش می کردیم .

از همین بلندگو در طول روز برنامه های مختلفی از قببل سخنرانی برخی از شخصیّت ها و سرودهای انقلابی پخش می شد که هنوز نوای دلنشین سرود الله الله و ایران ایران که آن روزها خیلی هم جذّاب و شنیدنی بود در گوشمان طنین انداز است .

یادم نمی رود که در همان ایام ، من ماموریت داشتم همه روزه یک نسخه روزنامه کیهان را برای پدر خریداری کنم که آخرین اخبار روزنامه را هم داشته باشند. پس از پیروزی انقلاب، آن روزنامه ها را در چند کارتون نگهداری و آرشیو کردم اما چهار سال بعد با هجرت از منزل پدری و عزیمت به حوزه علمیه بروجرد و بعد هم تبریز و قم ، دیگر ازسرنوشت آن روزنامه ها و برخی تصاویر حضرت امام که به عنوان یادگاری نگه داشته بودم اطلاعی نداشتم .

به هر حال ما نیز مثل تمامی آحاد ملت ایران در انتظار قدوم مبارک آن یار سفر کرده (حضرت امام ) بودیم تا بالاخره ، صبح دوازدهم بهمن فرا رسید .

چون ما آن موقع تلویزیون نداشتیم در منزل یکی از همسایه ها برای تماشای آن لحظات فراموش ناشدنی و تاریخ ساز نشسته بودیم و چشممان را به صفحه برفکی تلویزیون سیاه و سفید که در آن وقت ها ، آنهم خیلی غنیمت بود دوخته بودیم تا اینکه انتظار بسر رسید و چهره نورانی ، مصمم و ملکوتی آن عبد صالح خدا را در حال پیاده شدن از هواپیما زیارت کردیم ، از شادی و سرور در پوست خودنمی گنجیدم . اما لحظاتی نگذشته بود که تصویر قطع شد و آن سرور و شادمانی ، مستعجل بود و گذرا. بعد ها شنیدیم برخی از مردم عاشق امام ، در این لحظه تلویزیون های خود را شکستند .

در همان روز، بعدازظهر به مناسبت ورود حضرت امام ، مراسمی را تدارک دیده بودند . وظیفه من در آن برنامه قرائت دکلمه ای بود که حقیقتاً معنای برخی از کلمات آن را نمی دانستم ، یکی از آن کلمات که یادم هست واژه "غریو" در عبارت "غریو شادی" بود ، به همین خاطر چند بار آن را مرور کردم . بعد از اجرای برنامه ، از تشویق دیگران متوجه شدم که بخوبی از عهده آن برآمده ام .البته این روند پس از پیروزی انقلاب نیز تداوم یافت ومن این توفیق را یافتم که به عنوان مجری نماز جمعه ، قرائت قطعنامه راهپیمائی ها ، قرائت قرآن در برنامه های مختلف ، مدیریت گروههای سرود ، قرائت دعای کمیل ، سخنرانی در مدارس و... را در همان سنین نوجوانی داشته باشم .

پس از ورود حضرت امام به میهن ، حوادث بسرعت رقم  خورد. تعیین دولت موقت و نخست وزیری مهندس بازرگان از جمله آنها بود و اشاره به این واقعه بخاطر آنست که یکی از تصاویری را که به یادگار از آن دوران دارم حضور در راهپیمایی حمایت از دولت بازرگان بود که بفرمان حضرت امام بصورت یکپارچه و باشکوه در سراسر کشور صورت پذیرفت . در شهر ما هم در تاریخ 18 بهمن 57 این راهپیمایی انجام شد که من حامل عکسی از مرحوم دکتر مصدّق در صفهای جلو راهپیمایی بودم و این عکس نمایشی از حضور تمامی اقشار است . البته شاید در بایگانی برخی از افراد یا نهادهای شهرمان ، تصاویر دیگری نیز باشد .

یاد آن ایام بخیر ، یاد امام عزیز ، شهدای عزیز و دوستان سفر کرده‌امان بخیر


دوشنبه, 3 بهمن 1390

پیرامون سنت حسنه وقف ( بمناسبت هفته وقف )

وقف یک واژه ای است که تنها در متون اسلامی سابقه ندارد بلکه دارای یک پیشینه عمیق تاریخی است و حتی در سایر ادیان و مذاهب، سنتی همچون وقف به خوبی وجود داشته است، حتی در برخی ادیان خیریه های وقف مانندی داریم که بسیار استخوان دار و مفید است، گرچه شاید در بسیاری از ادیان و مذاهب از وقف به معنای بنیادهای  خیریه ای یاد می کنند، اما تمامی کارها و فعالیت آنان شبیه همین وقفی است که در فرهنگ اسلامی ما وجود دارد .

وجود وقف در تمامی ادیان و حتی فرق غیراسلامی نشان از روحیه نوع دوستی انسان ها و احساس مسیولیت آنان  در قبال هم نوعان خود است. در دین مبین اسلام عناوین مختلفی مثل انفاق، صدقات یا قرض الحسنه که مورد تأیید و تأکید قرآن و روایات هم بوده وجود دارد اما از ویژگی های بارز وقف در مقایسه با سایر خیریه ها، ماندگاری طولانی مدت آن است و در واقع یک چیز همیشگی و ابدی است.

موقوفه نه قابل خرید و فروش و بخشش است و نه می توان آن را به ارث گذاشت، به عنوان مثال وقتی شما منزل یا مکانی را وقف دارالقرآن و تدریس علوم دینی می کنید، کسی نمی تواند آن را تصرف کند و این موقوفه تا قیام قیامت باقی می ماند و حتی اگر خراب هم شود باید از طریق درآمدهای خودش مجدداً آن را بازسازی کرد

یکی از مهمترین راه هایی که به ترویج و گسترش فرهنگ وقف کمک می کند بهینه سازی مدیریت وقف و نحوه اداره موقوفات است، به بیان دیگر وقتی که مردم می بینند موقوفات به خوبی اداره می شوند و به حال خود رها نمی شوند قطعاً تشویق می شوند که به این موضوع مهم توجه نشان دهند، اما عکس این قضیه، اگر مشاهده شود که هر مکانی پس از وقف به حال خود رها شده و هیچگونه نظارتی هدفمند و قانونمند بر آن اعمال نمی شود و متولی خاصی ندارند، بدون شک این مسئله می تواند به دلسرد شدن مردم و روی گردانی آنها به مسئله وقف منجر شود. با این حال نوع مدیریت بر موقوفات و نحوه اداره آن از نگاه مردم بسیار حایز اهمیت است.

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

   علاوه بر مدیریت بر اماکن موقوفه، اطلاع رسانی خوب و به موقع هم می تواند در گسترش وقف و تشویق مردم به انجام این عمل صالح موثر باشد، چون وقتی که مردم از برکات دنیوی و اخروی وقف مطلع شوند و ببینند که چه افراد خیری اقدام به وقف مال و اموال خود کرده اند به طور یقین تشویق می شوند و به این امر خیر گرایش پیدا می کنند، این در حالی است که متأسفانه در رسانه های جمعی و گروهی کشورمان از صدا و سیما به عنوان یک رسانه ملی گرفته تا نشریات و مطبوعات کثیرالانتشار هیچکدام برنامه ها و مطالبی در این باره که درخور توجه باشد ندارند.

   رسانه های دیداری، شنیداری و نوشتاری وقتی که برکات وقف یک بیمارستان یا مدرسه ای را برای مردم تشریح کنند و نشان دهند که مثلاً وقف بیمارستان چقدر در بالا رفتن برکات فرد خیر می افزاید و چگونه چنین مکانی تا سال های سال پس از فوت فرد خیر همچنان منبع خیر و رحمت می شود، قطعاً در افزایش فرهنگ وقف در جامعه کمک خواهد کرد.

در وقف‌نامه‌ها مطالبی مطرح شده است كه متن آن باعث تغيير و تحول روحی خوانندگان می‌شود، افرادی كه در طول زندگی خود مالی را به دست آورده‌اند محصول تلاش‌های يك عمر خود را در مسير ويژ‌ه‌، معين و مشخصی مثلاً برای كمك به دانشجويان نيازمند وقف می‌كنند، اين فرد با هزاران اميد برای كسب خير و ثواب آخرت ، وقف را انجام داده است و در پايان وقف‌نامه‌ها نيز معمولاً نوشته می‌شود كه اگر كسی كوچكترين تغييری در اين وقف‌نامه ايجاد كند مشمول لعن و نفرين الهی است. پس به شدت نيازمند عمل دقيق به نوشته‌های وقف‌نامه‌ها هستيم.

در عين حالی كه مردم را به حفظ موقوفات موجود تشويق می‌كنيم در رابطه با تكثير موقوفات نيز بايد تلاش‌های زيادی صورت گيرد كه انجام اين كار به معرفی، شناساندن و تشريح بركات وقف بستگی دارد.

 

 

 

 

 


شنبه, 1 بهمن 1390

ایّام الحُزن

شاید در طول سال، هیچ ایامی به اندازه روزهای پایانی ماه صفر، برای جامعه اسلامی به ویژه شیعیان، حزن انگیز و غمناک و اندوه بار نباشد. رحلت جان‌سوز حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و شهادت مظلومانه دو فرزند عزیزش امام حسن مجتبی و حضرت رضا علیهما السلام، قطعاً غم و اندوه فراوانی برای دوستداران و پیروان این واسطه‌های فیض الهی خواهد داشت و این همه محفل سوگواری و عزاداری و عرض ارادت به ساحت قدسی آن بزرگواران، نشانگر عشق و علاقه مردم به آنان است.

 

اما سخن اینجاست که آیا با برپایی این محافل و مجالس بسیار باشکوه، انجام تکلیف صورت گرفته و حق مطلب ادا شده است؟! حقیقت آنست که مطلب، فراتر از این‌هاست.

 

       اگر قرآن می‌فرماید: «لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه» وجود پیامبر در تمامی شئونات و ابعاد شخصیتی نمونه و الگوی نیکو برای افراد است یعنی بر همگان فرض است تا با مطالعه و بررسی دقیق ابعاد آن شخصیت والا، تلاش نمایند تا او را الگوی خود سازند. هم در زندگی شخصی و فردی او و هم در سلوک و رفتار اجتماعی او و هم در شیوه‌های نیکوی برخورد با دیگران و بطور کلی خصال محمود و پسندیده که قرآن کریم در وصف آن محور عالم وجود می‌فرماید: «اِنَّک لَعَلی خُلقٍ عَظیم» او دارای اخلاقی عظیم بود.

 

         چنانچه یکی از همسرانش، پیامبر عظیم الشأن را این‌گونه توصیف می کند که: «کانَ خُلقُهُ قُرآن»  اخلاق پیامبر، قرآن بود. یعنی تمامی اوصاف نیکو و فضائلی که در قرآن برای توصیف یک انسان کامل آمده است در وجود پیامبر جمع بود و بدیهی است که الگو قرار دادن او به این است که مبنای زندگی و سلوک و رفتار و گفتار پیروان او نیز قرآن باشد. همان کتابی که رسول گرامی اسلام صلوات الله علیه در حدیث مشهور ثقلین، آنرا با عترت پیامبر عامل هدایت و سعادت جامعه دانست.

 

     یعنی اگر جامعه اسلامی قرآنی شود، با معارف قرآن آشنا گردد، احکام نورانی قرآن را در تمامی ابعاد حیات خویش جاری سازد، آنگاه است که ضلالت و گمراهی از این جامعه رخت برخواهد بست و نیز اگر جامعه اسلامی به عترت پیامبر معرفت پیدا کند و سیره و سنت این هادیان بشریت را در زندگی خویش بکار بندد بدیهی است که سعادت جامعه تضمین می‌گردد. نکته جالب توجه در این حدیث شریف پیامبر آنست که فرموده‌اند: مادامی که به این دو یادگار ارزشمند تمسّک بجویید هیچ‌گاه گمراه نمی‌شوید. یعنی قرآن و عترت در کنار هم هدایتگر جامعه هستند و بر کسانی که در پی سعادت و نیکبختی و نیل به مقامات عالیه انسانی هستند لازم است تا با تمسک واقعی به این دو یادگار پیامبر، در این مسیر هدایت قرار گیرند. تاریخ پرفراز و نشیب پس از رحلت جان‌گداز پیامبر اسلام صلوات الله علیه نیز گویای آنست که جامعه اسلامی چه ضربات جبران ناپذیری در عدم تمسک واقعی به این دو ثقل بزرگ متحمل گردیده است.

 

      براستی افکار، گفتـــار و رفتار ما چقدر با آموزه های قرآنی تطابق دارد؟! به چه میزانی الهام گرفته از سیره آن اسوه های حسنه است؟! بویژه در این برهه ای که بیش از سه دهه از انقلاب اسلامی می گذرد، چرا در سطوح مختلف جامعه گرفتار بداخلاقی های غیر قابل انتظار هستیم؟!

 

     لذا در برپایی ومشارکت و حضور در محافل بزرگان دین، مقصد اصلی درس گرفتن از راه و رسم زندگی آنهاست و نه صرف یک مراسم بظاهر با شکوه!

 

    به بیان دیگر، اینگونه محافل باید مجالی برای ارزیابی تمام آحاد جامعه اسلامی در تمامی سطوح باشد که ما چقدر به پیامبر و آل طاهرینش که این همه مدّعی تأسّی به آنان هستیم، شباهت داریم، در اخلاق و رفتار فردی، در مسائل خانوادگی، در رعایت حقوق اجتماعی و . . .   

 


چهارشنبه, 28 دي 1390

زيارت عتبات عاليات و بيت حضرت امام خميني(س) در نجف اشرف

 

هفته گذشـته توفيق حاصـل شد تا به زيارت امام المتّقين حضرت امير المؤمنين عليه السلام در نجف اشـرف، حضـرت سـيد الشهداء  عليه السلام و برادر با وفايش ابوالفضل العباس در كربلاي معلّي، امام هادي و امام عسگري عليهما السلام در سامرا و حضرت موسي بن جعفر و امام جواد عليهم السلام در كاظمين نائل آيم و نائب الزياره و دعاگوي همه اراد تمندان به ساحت آن سرچشمه هاي فيض و معنويت و مناديان آزادگي و حريّت باشم.

      در سفر زيارتي عتبات عاليات در كشور عراق، علاوه بر زيارت شش امام معصوم، زائران اين توفيق را دارند تا به زیارت انبیاء بزرگی چون حضرات آدم، نوح، هود، صالح... نائل آیند و بزرگاني ديگر از خاندان وحي را زيارت نمايند چون امام زاده سيد محمّد فرزند با فضيلت امام هادي عليه السلام (يعني برادر بزرگتر امام حسن عسگري و عموي حضرت حجة بن الحسن المهدي عجّل الله تعالي فرجه)، مسلم بن عقيل و...

   همچنين انجام اعمال ويژه مسجد كوفه و سهله و زيارت تني چند از باوفاترين ياران اهل البيت عصمت از جمله: هاني بن عروه، مختار، ميثم تمّار، كميل بن زياد نخعي و ...

      امّا صاحب اين قلم، كه اين توفيق را داشت براي هفتمين بار به اين مشاهد مشرّفه عزيمت نمايد از همان سفر اوّل در سال 1384 بر آن بود تا بيت حضرت امام خميني(س) در نجف اشرف را نيز زيارت نمايد. اولين بار كه اين توفيق را يافتم قسمت بيروني بيت، بسيار فرسوده بود به نحوي كه به سختي وارد حياط آن شده و قسمت هایی از آن را بازدید نمودیم.

     دو سه سال بعد در سفرهاي سوم و چهارم، ناباورانه بناي فروريخته  آن را مشاهده نموديم و اين مايه ت‍‍أسف و تأثر فراوان بود كه بيت استيجاري حضرت امام در نجف اشرف كه ياد آور يكي از حساس ترين مقاطع زندگي آن عبد صالح خداست اينگونه سرنوشتي داشته باشد.

     در تابستان سال 1388 كه توفيق حضور در مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني رضوان الله تعالي عليه را يافتم متوجه شدم كه اقدامات ويژه اي براي حفظ و احياء تمامي اماكن منتسب به حضرت امام خصوصاً بيت نجف در شرف تكوين است. در سفر قبلي كه در سال گذشته صورت گرفت شاهد آغاز بازسازي بيت بوديم خصوصاً با تأكيدي كه بر حفظ نقشه اوليه آن دارند و خوشبختانه در سفر اخیر شاهد مراحل پایانی آن که باید به مجریان و دست اندر کاران آن خدا قوّت گفت.

 اگر چه اين اقدامات دير هنگام است و اي كاش قبل از فرو ريختن، نسبت به بازسازي آن اقدام مي شد امّا در همين حدّ هم جاي شكرش باقي است و بايد از مسئولين محترم مؤسسه بويژه جناب آقاي مرادي معاون اداري و مالي كه با جديّت و پشتكار اين امر مهّم را محقق ساخته اند تشكر و قدر داني نمود.

      مسرّت و خوشحالي ما آنگاه مضاعف شد كه پس از بازگشت از سفر، از آقاي مرادي شنيدم كه اين فاز اول بازسازي و توسعه بيت امام در نجف بوده است. در مرحله بعدي به بازسازي بخش اندروني بيت امام كه ساختمان همجوار است پرداخته خواهد شد، ضمن آنكه دو سه پلاك همجوار بيت هم، برخی از آن ها تملّک و یک مورد دیگر در حال تملّك است و ان شاء الله در آينده ای نزديك، شاهد يك مجموعه فرهنگي متناسب با شأن حضرت امام خميني خواهيم بود كه هم براي اهالي محترم نجف اشرف و كشور عراق كه سالها ميزبان آن عزيز بوده اند و هم براي زائران حرم مطهر علوي خصو صاً زوّار ايراني قابل استفاده باشد.

      در اينجا خوب است بدانيم كه بيت امام خميني در نجف اشرف فاصله چنداني با حرم مطهر ندارد (شايد دويست متر)  و از طرفي در نزديكي بيت مرجع بزرگ شيعيان حضرت آيت الله العظمي سيستاني دامت بركاته وجود دارد. يعني در اولين حلقه امنيتي و همين امر، سختي و اهميت كار بازسازي را بيشتر مي نماياند كه دست اندر كاران محترم با چه مشكلاتي در نقل و انتقال مصالح ساختماني و ساير امور مربوط به ساخت و ساز در آن نقطه مواجه هستند.

     بهر حال اهميت توجّه به تمامي اماكني كه حضرت امام خميني سكونت داشته اند و خصوصاً اماكن خارج از كشور ، بيت نجف اشرف، محل توقّف آن حضرت در كربلاي معلّي در زمان هايي كه به حرم مطهر حسيني مشرف مي شدند، بورساي تركيه و نوفـل لوشـاتو بر كسي پوشيده نيست و اميد است با اقداماتي عـاجل، اين مهّم تحقّـق يابد، كه بديهي است هر يك از اين اماكن مي تواند مركزي مهـمّ و تأثیرگذار در نقـاطي از جهان، براي نشر انديشه هاي بلند امام خميني قدّس سرّه الشّریف كه همانا تبلور اسلام ناب محمدي(ص) است باشد.


يكشنبه, 25 دي 1390

اربعین حسینی؛ تجدید میثاق با شهیدان

    

 روایت اربعین را بسیار شنیده‌ایم که کاروان حسینی برای زیارت قبور مطهر شهیدان در مسیر بازگشت از شام به مدینه با وجود آن همه درد و رنج و مصیبتی که کشیده بودند دگر بار رهسپار آن دیار شدند و امام سجاد علیه‌السلام که جابر بن عبد الله انصاری را بر مزار شهیدان مشاهده نمود به جابر فرمود:

     یا جابر هیهُنا وَاللهِ قُتِلَت رِجالُنا وَ ذُبِحَت اَطفالُنا وَ سُبِیَت نِساءُنا وَ حُرِقَت خِیامُنا: ای جابر سوگند به خدا در همین‌جا مردان ما کشته شدند، و نوجوانان ما سر بریده شدند، و زنان ما به اسارت برده شدند و خیمه‌های ما به آتش کشیده شدند.

    سه روز عزاداری بر مزار عزیزان، قبل از عزیمت به مدینه، پیام دارد. چنانچه تمام حرکت این کاروان در مسیر کربلا به کوفه، کوفه به شام و شام به مدینه نیز پیام داشته است و بزرگ‌ترین پیام آن، زنده نگه‌داشتن یاد انان و راه آنان و ابلاغ پیام شهیدان به جهانیان. پیامی جاویدان که به ابناء بشر درس آزادی و آزادگی، ظلم ستیزی و مبارزه با طاغوت ، عزت و سربلندی آموخت:

گر شما را بجهان دین و آئینی نیست                  لا اقل مردم آزاده به دوران باشید

     بزرگداشت اربعین حسینی بی شک تنها بر پا داشتن عَلَم عزای او و اشک ریختن در ماتم او نیست بلکه در ورای این صورت ظاهر، که بسیار نیز سفارش شده است، حقیقتی وجود دارد و آن احیاء آرمان‌ها ، اهداف و توجه به انگیزه‌های آن حرکت بی نظیر در تاریخ بشریت است. و در جامعه اسلامی و شیعی ضرورت توجه به آن پیام‌ها افزونتر است.

     احیاء سنت‌ها و افشای باطل ، تشخیص مؤمنان راستین از مسلمان نمایان، همه چیز را فدای دین کردن، احیاء مکتب شهادت، پیوند حماسه و عرفان، صبر و پایداری در مسیر مبارزه، کارزار دائمی با زورگویان و زورمداران، رسوا ساختن حاکمان ریاکار و ایادی چاپلوس و دغلباز آنان ، اینها همه از درس‌های نهضت بزرگ عاشوراست و کاروان اربعین بیشترین نقش را در ابلاغ این پیام‌ها به آیندگان داشته‌اند.

    درس گرفتن از پیام اربعین مستلزم آگاهی یافتن از تمامی اهداف، برنامه‌ها و خط مشی های بزرگ رهبر آن نهضت خونین است او که در قالب گفتار، خطبه، پاسخ به سوالات و بیان موعظه، آنان را بیان فرمود و گاه با حرکت خویش و رفتار و عملکرد خود به جهانیان درس‌ها آموخت.

برای آنان که ادعای تداوم خط آن نهضت بزرگ را دارند ضروری است که با مطالعه و بررسی همه ابعاد آن حرکت در این مکتب درس، حضور یابند و قابل قبول نیست که از گفتار و احادیث و سخنان  بسیار آموزنده آن آموزگار بزرگ آزادگی و مردانگی کلامی را ندانند و به اسرار و رمز و رموز آن سخنان و حرکات مطّلع نباشند و بخواهند تداوم بخش راه و هدفش باشند.

براستی ما از حسین علیه السّلام چه میدانیم؟ چقدر می‌دانیم؟ و به چه میزانی از او درس آموخته‌ایم؟! به ویژه ما که وارثان خون شهیدانی هستیم که درخت انقلابی را سیراب نمودند که استمرار خط حسین علیه‌السلام است. این بدیهی است که در سایه درس گرفتن از همان پیام‌های نهضت حسینی بود که انقلاب خمینی به ثمر نشست اما حقیقت آنست که درس‌های بسیاری باقی مانده است تا بیاموزیم و اربعین برای تجدید عهد و میثاق و توجه بیشتر به آن پیام‌هاست که ذکر نمونه‌هایی از انها گذشت و چه زیباست که امام حسین علیه‌السلام در سرزمین کربلا نیز  به حق و حقوق مردم عنایت داشت چنانچه گفته می‌شود سرزمین کربلا را از مالکین آن منطقه خریداری و «وقف» کرد منطقه‌ای به وسعت چهار میل در چهار میل . و نیز گفته‌اند که آن حضرت روز عاشورا فرمود تا اعلام کنند هر کس بدهکار است با من نباشد: «نادِ اَن لا یُقاتِلَنَّ مَعی رَجُلٌ عَلیهِ دَینٌ».

اربعین حسینی، روز تجدید میثاق با شهیدان است چنانچه اولین زائران کربلا چنین کردند.

درس صبر و پایداری گرفتن از شهیدان به ویژه سالار شهیدان که در مواجهه با تمام سختی‌ها و مصائب چون همه را برای خدا میدانست تحمل آن همه رنج بر او آسان بود که فرمودند: «هَونٌ عَلَیَّ ما نَزَلَ بِی اَنَّه بِعَینِ الله» .

      در فرازی از زیارت اربعین می خوانیم: وَ بَذَلَ مُهجَتَه فیک لِیَستَنقِذَ عِبادَکَ مِنَ الجَهالَةِ وَ حَیرَةَالضَلالةَ. که مضمون آن چنین است: حضرت سیّدالشّهدا سلام الله علیه خود را فدا کرد تا انسان ها را از ظلمت نادانی و ناآگاهی و سرگردانی و گمراهی نجات دهد.

به بیان دیگر از محوری ترین ارکان این نهضت بزرگ، آگاهی بخشی وارتقاء سطح آگاهی وهوشیاری جامعه نسبت به جایگاه رفیع انسان ها و حفظ   کرامت آنها بوده است و هنر بزرگ کاروان حسینی در اربعین و سال ها پس از آن، این بود که در سخت ترین شرائط ممکن  وبا وجود آن همه رنج ها و مرارت ها این پیام را به بهترین وجه، به جهانیان ابلاغ نمودند. امید آنکه امت اسلام و ملت ایران با تأسی به آن سرور آزادگان، تحقق بخش اهداف متعالی او در مسیر ارج نهادن به شخصیت و کرامت انسان باشند.


چهارشنبه, 30 آذر 1390

فلسفه عزاداری و روضه خوانی در اندیشه امام خمینی(س)

از جمله مباحثی که در کلمات و بیانات حضرت امام خمینی بطور تفضیل و با پرداختن به تمامی جوانب و ابعاد آن آمده است موضوع  " فلسفه عزاداری و روضه خوانی " به ویژه در ماههای محرم و صفر است که طبعاً طرح این مقوله ، مجالی فراخ می طلبد .

اما به تناسب ایّام و با الهام از فرموده های حضرت امام نکاتی چند قلمی می گردد :

1.     حضرت امام خمینی در بیان فلسفه عزاداری و روضه خوانی بویژه برای سالار شهیدان می فرمایند : "بدانند آنچه دستور ائمه علیهم الاسلام برای بزرگداشت این حماسه تاریخی اسلام است و آنچه لعن و نفرین برسنمگران آل بیت است، تمام فریاد قهرمانانه ملت هاست بر سردمداران ستم پیشه در طول تاریخ الی الابد" «1».

ایشان در تبیین ضرورت اقامه سوگواری و گریه و نوحه خوانی برای امام حسین علیه الاسلام می فرمایند: "بـا این گریه، با این نوحه خوانی ، با این شعر خوانی ، با این نثر خوانی  ما می خواهیم این مکتب را حفظ کنیم" «2».

جالب آنکه حضرت امام در مناسبت های مختلف ،با بیان جوانب بحث و از طرفی ارائه یک سیره عملی روشن، نهایت تلاش خویش را در ارائه تصویری گویا و پویا از نهضت حسینی و وظیفه امت اسلامی در قبال آن مبذول داشت .

2.     محور دیگری که حضرت امام بر آن تاکید می ورزد اهمیت و نقش عزاداری در احیای اسلام و مکتب شهداست: "همه باید بدانیم که آنچه موجب وحدت بین مسلمین است این مراسم سیاسی است که حافظ ملیت مسلمین بویژه شیعیان ائمه اثنی عشری علیهم صلوات الله و سلم  است «3»

ایشان در جمع وعاظ تهران فرمودند: "روضه سید الشهدا برای حفظ مکتب سید الشهدا است... این ذکر مصیبت ها زنده نگه داشته مکتب سید الشهدا را " «4» .

3.     نقش دیگری که حضرت امام برای مجالس عزاداری قائل است، نقش عزاداری در حفظ ملت و کشوراست: "بدانید که حیات این ملت به همین روضه خوانی ها، به همین اجتماعات، به همین دستجات است." «5»

و نیز می فرمایند: "تمام این وحدت کلمه ای که مبداء پیروزی ما شد، برای خاطر این مجالس عزا و این مجالس سوگواری و این مجالس تبلیغ و ترویج اسلام شد" « 6 »

4.     از آنجاکه حضرت امام برای مقوله عزاداری خصوصاً در ماههای محرم و صفر اهمیت ویژه ای قائل بودند بدیهی بود که آنرا از مصادیق بسیار مهم شعائر الهی دانسته و به تبع آن به خطبا و نوحه سرایان و عزاداران  توصیه های مهمی داشتند که توجه به آن ضروری است:

"مجالس بزرگداشت سید مظلومان و سرور آزادگان که مجالس غلبه سپاه عقل بر جهل و عدل بر ظالم و امانت بر خیانت و حکومت اسلامی بر حکومت طاغوت است هرچه باشکوه تر و فشرده تر بر پا شود و بیرق های خونین عاشورا به علامت حلول روزانتقام مظلوم از ظالم ،هرچه بیشتر برافراشته شود." « 7 »

  اما آنچه که در این میان، حضرت امام برآن تاکید می فرمودند حفظ شیوه های سنتی عزاداری ها بود و اینکه خطبا در منابر و سخنرانی ها بر واقعیات حادثه کربلا و حفظ سنت ها کوشش نمایند:

"ما باید حافظ این سنت های اسلامی، حافظ این دستجات مبارک اسلامی که در عاشورا، در محرم و صفر، در مواقع مقتضی به راه می افتند تاکید کنیم که بیشتر دنبالش باشند" «8»

خود حضرت امام نیز با ارائه یک الگوی مناسب جلسات سوگواری که در دهه آخر عمر شریفشان در حسینیه جماران برپا می گردید نشان دادند که سیره عملی ایشان نیز مبتنی بر ایده ها و توصیه هایی است که مدام برآن تاکید نموده و سفارش می کردند.

انتخاب روضه خوانانی چون مرحوم حجت الاسلام والمسلمین کوثری و مداحان و مرثیه خوانانی که بدون پرداختن به مسائل غیر مرتبط و با حفظ تمامی شؤون محافل عزاداری به سوگواری می پرداختند خود گویای این حقیقت است.

جالب بود که حضرت امام در روزهای عاشورا که اهالی جماران و جمعی دیگر در محضر ایشان عزاداری می نمودند از آغاز تا پایان جلسه به احترام جلسه روضه از صندلی استفاده ننموده و می نشستند که تصاویر آن بارها پخش گردیده است . این نشان می داد که ایشان اولاً به برپایی جلسات عزاداری با همان شیوه های معمول ، اذعان دارند و ثانیاً خود نیز عامل به آن هستند و بدیهی است که این سیره امام نقشی بنیاد ین در حفظ جلسات عزاداری و بهره مندی امت اسلامی از برکات و ثمرات آن داشته است .

 

1.     وصیت نامه سیاسی الهی امام خمینی

2.     صحیفه امام،  ج8، ص 529

3.     وصیت نامه سیاسی الهی امام خمینی

4.     صحیفه امام،  ج 8، ص 527 و 526

5.     همان، ج 15، ص 337

6.     همان، ج 17، ص 55

7.     همان، ج 5، ص 76

8.     همان، ج 15، ص 330


شنبه, 26 آذر 1390

روایتی از وحدت حوزه و دانشگاه در اندیشه امام خمینی (س)

امام خمینی به عنوان رهبر وبنیانگذار جمهوری اسلامی ازابعاد وجودی سترگ و منحصر به فردی برخوردار بودکه سال‌ها باید بگذرد تا مبانی فکری  و اندیشه بلند او برای همگان آشکار گردد.

با نگاهی اجمالی در می‌یابیم که از آغاز نهضت تا پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تا واپسین لحظات عمر شریف و پر بارش ، اصلی ترین دغدغه و نگرانی او خطر تفرقه و تشتّت و تنازع در جامعه اسلامی خصوصاً ایران بوده است.

ایشان با شناخت دقیقی که از اسلام و تاریخ صدر اسلام و دوران پس از آن تا عصر حاضر داشت به خوبی دریافته بود که اگر در جامعه اسلامی، تششع "وحدت کلمه" پرتو افشانی کند و در فضای جامعه، ندای وحدت و یکپارچگی طنین انداز باشد، پیروزی و استمرار آن حتمی است و هنر امام کشف رمز و قدرت اعجاز کیمیای "وحدت" و تأکید بر حصول، حضور و تداوم آن بود که برگرفته از اندیشه‌های تابناک او و نتیجه عملی خط مشی حرکت اوست.

مقوله "وحدت " در اندیشه امام خمینی، گستره‌ای بس وسیع دارد. از وحدت مستضعفان عالم در مقابل مستکبران گرفته تا وحدت پیروان ادیان الهی در مقابل مشرکدن و ملحدین ، وحدت مسلمانان و وحدت اقشار مختلف در جامعه اسلامی به ویژه گروه‌های مرجعی که از اهمیت بسیار برخوردار است و نهایتاً وحدت نخبگان یعنی دانشگاهیان و حوزویان.

حضرت امام با عنایت به ضربات مهلکی که جامعه اسلامی به ویژه ملت ایران در عصر حاضر از تفرقه و تشتّت نخبگان خورده بود، همواره نسبت به آن دغدغه داشتند.

بررسی دیدگاه‌های امام در این خصوص، نشان می‌دهد که ایشان از سال‌ها قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، در صدد ایجاد پیوند بین حوزه و دانشگاه بوده‌اند تا آنجا که در سال 1346 در پیامی به انجمن‌های اسلامی دانشـجویان در اروپا، مسرّت خویش را از پیوستگی طلاب و دانشجویان ابراز می‌نماید1 و در سال 1350 نیز در پاسخ به نامه دانشجویان مسلمان مقیم اروپا می‌فرمایند:

"از نهضتی که در سال‌های اخیر به تأیید خداوند متعال بپاشد و موجب نزدیکی قشرهای تحصیل کرده با علما دین شد، امید واثق دارم که این نور به خاموشی نگراید." 2

در هنگامه حرکت همه جانبه ملت غیور ایران علیه ظلم و بیداد رژیم ستمشاهی در سال 1356 یکی از دغدغه‌های جدّی حضرت امام جدایی دو قشر روحانی و دانشجو بوده که مکرر خطرات آن را گوشزد نموده و حوزه و دانشگاه را از سقوط در ورطه تفرقه بر حذر داشته و آنان را به روابط دوستانه جهت نیل به اهداف ترغیب می‌نماید:

"طلاب علوم دینی و دانشجویان با هم روابط دوستانه و فعالانه داشته باشند و بر اساس به دست آمدن استقلال و آزادی و خلع ید غاصبان از حقوق ملت در تمام ابعادش ، به سایر طبقات بپیوندند". 3

و در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی در تأکیدات حضرت امام، تعابیری چون پیوند دانشجویان قدیم و جدید، دست برادری روحانی و دانشگاهی، لزوم دوستی روحانی و دانشگاهی و ضرورت احترام متقابل آنها به وفور دیده می‌شود.

بالاترین نتیجه انقلاب

جالب آنست که حضرت امام در بهمن ماه 1357 در آن روزهای حسّاس، بزرگ‌ترین ثمره انقلاب را وحدت حوزه و دانشگاه می‌داند و می‌فرماید:

اگر این نهضت غیر از این خاصیت نداشت که بین طلاب علوم دینیه و قشر دانشگاهی یک رابطه پیدا شد،‌اگر غیر از این ما هیچی نداشتیم، این بالاترین نتیجه‌ای بود که حاصل شد . 4

و لذا در سیر فرمایشات امام پس از پیروزی نیز، مدام این محور قابل مشاهده است که جایگاه حوزه و دانشگاه به عنوان نخبگان جامعه از یک حساسیت ویژه برخوردار بوده و وحدت آن دو رمز بسیاری از موفقیت‌هاست و بر همین اساس هم، دشمن بر این نقطه انگشت گذاشته و در صدد ایجاد تفرقه و اختلاف در بین آنهاست. لذا حضرت امام ،روحانی و دانشگاهی را مکمل یکدیگر دانسته و خطاب به دانشگاهیان می‌فرمایند:

شما و طبقه روحانیین که هر دو یک شغل دارید، هر دو شغل واحد دارید و مع‌الوصف این دو قشر را که مربی جامعه هستند و دست‌های ناپاک از هم جدا کردند . 5

آنگاه اتحاد روحانیون و دانشگاهیان را خنثی کننده توطئه‌ها می‌دانند و می‌فرمایند: " تکلیف برای شما دو طایفه از سایرین زیادتر است و مسئولیتتان بسیار زیاد، همه مسئول‌اند، لکن شما دو طایفه مسئولیتتان زیادتر است.

... شما دو قشری که مغز متفکر بودید؛ وقتی با هم مجتمع شدید، قشرهای دیگر پیوند کردند با شما، تکلیف شما و این قشر روحانیون و شما آقایان دانشگاهی‌ها این است که دست از هم برندارید" . 6

رشد واقعی با وحدت دو قطب متفکّر

در این راستا حضرت امام رشد واقعی کشور را مرهون وحدت حوزه و دانشگاه می‌دانستد و می‌فرمودند:

"علماو دانشمندان این دو مرکز لازم است کوشش کنند در پیوند دادن این دو قشر عزیز. و باید بدانند که نه دانشگاهی بدون روحانی می‌تواند به استقلال برسد و نه روحانی بدون دانشگاهی . 7

ایشان درجلسه مشترکی که طلاب و دانشجویان در محضرشان حضور داشتند با حالتی سرشار از رضایت و سرور می‌فرمایند:

"چه مجلس شورانگیزی است و چه اجتماع مبارکی! یک روز بود که دانشگاه و حوزه‌های علمیه نه آنکه از هم جدا بودند، جوی به وجود آورده بودند که با هم شاید دشمن بودند. نه دانشگاهی تحمّل روحانی را داشت ونه روحانی تحمّل دانشگاهی.

... وحالا شما برادران دانشگاهی وبرادران روحانی درکنار هم برای رفع مشکلات وبرای به پیروزی رساندن انقلاب، مجتمع هستید" . 8

اتحاد حوزه و دانشگاه عامل اصلاح کشور

حساسیت این امر در نگاه حضرت امام تا بدانجاست که حتّی عامل اصلی اصلاح کشور را در وحدت این دو قشر بیان فرموده‌اند:

" باید توجه داشته باشید! باید دانشگاه‌ها و مدارس و همه جا توجه داشته باشد! دانشگاه پیوند خودش را با فیضیه محکم کند و فیضیه محکم کند پیوستگی خودش را به دانشگاه. شما دو قشری هستید که اگر

اصلاح بشوید، اصلاح می‌شود ملت‌ها" . 9

در پایان این مقال، سخن را با کلامی از آن عزیز سفر کرده به پایان می‌بریم که اوج اهتمام ایشان را به موضوع وحدت حوزه و دانشگاه نشان می‌دهد آنجا که می‌فرماید:

"من امروز آمده‌ام در میان شما دانشجویان عزیز به دو منظور، یکی بزرگداشت روز شهادت جوان‌های عزیز در دانشگاه در اثر هجوم وحشیانه مأمورین جبّار. و یکی برای پیوند بین قشر روحانی و قشر دانشگاهی و دانشجویان. من این پیوند را تبریک عرض می‌کنم به روحانیون وتبریک عرض می‌کنم به دانشگاهیان". 10

__________________________________________________

1 - صحیفه امام ج 2، ص 142 (پیام بر انجمن‌های اسلامی دانشجویان در اروپا 1346)

2 - همان ج 2 ص 345 (نامه به آقای صادق طباطبائی 28/2/50)

3 – همان ج 3 ص 486 (پیام به ملت ایران 16/7/57)

  4-همان ج 6 ص 48 (سخنرانی در جمع روحانیون 14/11/57)

5- همان ج 7 ص 470 (سخنرانی در جمع وزیر فرهنگ و رؤسای دانشگاه‌ها 3/3/58).

6 - همان ج 8 ص 480 (سخنرانی در جمع دانشجویان مشهد 14/4/58)

7 - همان ج 10 ص 83 (پیام به استادان و دانشجویان 31/6/58)

8- همان ج 13 ص 412 (سخنرانی در جمع طلاب و دانشجویان 27/9/59)

9- همان ج 14 ص 188 (سخنرانی در جمع روحانیون 14/11/59).

10 - همان ج 10 ص 472 (سخنرانی در جمع دانش‌آموزان قم وتهران 13/8/58)

 
 

آرشیو

درباره من

Feeds

جستجو

پیوندها

پیمایش