شعارها وآرمانها
از مضمون شعارهای انقلابی سال 57 میتوان پی برد که انقلاب به دنبال چه آرمانهایی بوده است. استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی هر سه از یک دید و نگاه خاصی به خواسته مردم اشاره داشتند. شعار استقلال به مسئله وابستگی به بیگانگان توجه داشت و توقع انقلاب و مردم این بود که مملکت ما در همه شئون به استقلال برسد؛ معنای استقلال این نیست که ما از تجربه دنیا استفاده نکنیم یا با مردم و دولتهای دنیا رابطه نداشته باشیم بلکه اینگونه باشد که دولت و مردم ایران خودشان تصمیم بگیرند که چه کاری باید بکنند و چه نکنند، نه اینکه دیگران دستور بدهند و دیکته کنند.
شعار آزادی نیز ناظر بر مسئله استبداد بود. پیش از انقلاب نظام سلطنتی حاکم بود و به ظاهر نیمهدموکراسیای هم داشت. انتخابات مجلس برگزار میشد اما کسانی را که خودشان میخواستند از صندوق درمیآوردند و انتخابات فرمایشی بود. خواسته انقلاب هم این بود که انتخابات آزاد باشد و با رأی مردم نمایندگان ملت انتخاب شوند و مجلس نیز دولت را انتخاب کند، بنابراین مسئله آزادی ناظر به مشکل استبداد بود و در انقلاب اسلامی همه آنچه که از مظاهر استبداد باشد، با شعار آزادی طرد و نفی شد.
مظاهر استبداد صور گوناگونی داشت و همه آنها میبایست رفع میشد و مردم میتوانستند به عنوان افراد آزاد خودشان برای ساختن کشور تصمیم بگیرند. در دنیای امروز قالب این حکومت پارلمانتاریستی است، یعنی مجلس نهاد اصلی است که کشور را اداره میکند و هیچ یک از نهادهای حکومتی نمیتواند از حاکمیت اراده مردم خارج باشد؛ این چیزی است که انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی به رهبری حضرت امام(س) به دنبال آن بود و سازماندهی این قالب نیز در شکل جمهوری صورت گرفت. چون ممکن است نظام حکومتی پارلمانتاریستی باشد، ولی جمهوری نباشد، مثلا انگلستان با وجود نظام سلطنتی پارلمانتاریستی است. حضرت امام و مردم در انقلاب اسلامی، همه این مسائل را نیز رد کردند تا هیچ راهی را برای تسلط و ظهور استبداد باقی نگذارد. پس این نظام مبتنی بر اراده مردم است، منتها محتوای آن مبتنی بر اسلام است و قوانین و مقرراتی که حاکم است بایستی بر اساس موازین اسلامی میباشد. این آن چیزی بود که انقلاب میخواست. حالا هر اندازه این اراده مردم و حضور آنان حکومت ضعیف شود، معلوم میشود که از شعارها و آرمانهای انقلاب دور شدهایم. اگر انتخابات بدون اراده مردم از جای دیگری سرچشمه بگیرد، مسلماً مشابه همان از صندوق درآوردن در دوره رژیم سابق است. به همین دلیل بود که در رابطه با نظارت استصوابی که از مجلس چهارم مطرح شد، مکرر اعتراض شده است که این خلاف قانون اساسی و اصول جمهوری اسلامی و اراده مردم است.
در فرمایشات امام نیز شواهد بسیاری وجود دارد که حساسیت ایشان را نسبت به حاکمیت اراده مردم نشان میدهد. امام فرمود: "مجلس در رأس امور است" علت این امر تبلور اراده مردم در مجلس است و امور سایر قوا نیز با نظارت و تصویب قوانین به گونهای به مجلس بازمیگردد. این سخن نشان میدهد که موضوع برای حضرت امام چقدر اهمیت داشته است یعنی فقط رأی مردم است که عامل سنجش و تعیینکننده است، نه اینکه عدهای معدود تصمیم بگیرند.
این اواخر مکرر شنیده میشود که برخی میگویند مجلس در رأس امور نیست و در عمل نیز دیده میشود که در رأس امور نیست، یا میگویند جامعه انقلابی را نمیشود با دموکراسی اداره کرد. اینها تخلف است و بصراحت نشان میدهد که اصل نظام جمهوری اسلامی را که مبتنی بر آرای مردم است، زیر سئوال میبرند؛ در حالیکه امام آن قدر به مسئله حاکمیت و رأی مردم اهمیت میداد که بلافاصله بعد از پیروزی انقلاب فرمان صادر کردند تا رفراندوم صورت بگیرد و مردم بگویند که چه نظامی را میخواهند، بعد انتخاب نمایندگان مجلس بود. پس از نگارش پیشنویس قانون اساسی نیز مردم دوباره رأی دادند تا مشخص شود آیا این پیشنویس را قبول دارند یا نه؟ این یعنی نظام مردمسالاری و دموکراسی که مبنای جمهوری اسلامی است.
هماکنون که سی و دومین سالگرد انقلاب اسلامی است، همه باید به دنبال بررسی راههای حفظ جمهوری اسلامی با این مشخصات و ویژگیها باشند و راههایی که میتواند لغزنده باشد و جمهوری اسلامی را از راه خود منحرف کند، بشناسند و با آن مقابله کنند. چرا که اگر این کار را نکنیم، از جمهوری اسلامی تنها نامی باقی میماند.
آرمانهای انقلاب اسلامی یادگارهای امام و شهداست و بایستی از طریق آنها عدالت اجتماعی و رشد علمی و اقتصادی کشور و رفاه و حقوق مدنی و آزادیهای مطرح در قانون اساسی و در نهایت پیشرفت و تعالی همهجانبه میهنمان محقق شود.
ارسال شده در جمعه, 29 بهمن 1389 توسط نجفقلی حبیبی به خاطرات | توضیحات[0]